مرتضى مطهرى
52
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
علم و ادراك انسان در خود حالتى مىيابد كه نام آن حالت را « علم » يا « ادراك » يا « دانايى » يا « آگاهى » و امثال اينها مىگذارد . نقطهء مقابل علم و ادراك ، جهل و ناآگاهى است . ما وقتى كه شخصى را كه تاكنون نديده بوديم مىبينيم ، يا شهرى را كه تاكنون نرفته بوديم مشاهده مىكنيم ، احساس مىكنيم كه اكنون در خود و همراه خود چيزى داريم كه قبلًا نداشتيم و آن عبارت است از تصويرى از آن شخص و تصوير يا تصويراتى از آن شهر . حالت اول ما را كه اين تصويرات را نداشتيم و منفى بود « جهل » مىنامند ، و حالت دوم ما كه اثباتى است و تصويراتى از آنها داريم و اين تصويرات ، ما را با آن اشياء كه واقعيات خارجى مىباشند مربوط مىكنند « علم » يا « ادراك » ناميده مىشود . پس معلوم مىشود ذهن ما حالتى شبيه نقش پذيرى و صورت پذيرى اجسام را دارد ، با اين تفاوت كه نقشهاى اجسام ، آن اجسام را با اشياء خارجى مربوط نمىكند يعنى آنها را نسبت به آن اشياء آگاه نمىسازد ، اما صورتها و نقشهاى ذهن ، ما را با اشياء خارجى مربوط مىكند و نسبت به آنها آگاه مىسازد ، چرا ؟ چه تفاوتى در كار است ؟ جواب اين چرا و اين تفاوت را فلسفه مىدهد نه منطق . پس « علم » صورتى از معلوم است در ذهن . لهذا در تعريف علم و ادراك گفته شده : العلمُ هو الصّورةُ الحاصلةُ مِن الشّىءِ عندَ العقل . ادراك عبارت است از صورتى كه از يك شىء در ذهن پديد مىآيد . انقسام علم به تصور و تصديق از اين جهت است كه علم ما به اشياء ، گاهى به اين شكل است كه ذهن ما حكم مىكند به وجود يا عدم نسبتى ميان اشياء ، يعنى علم ما به شكل قضاوت ميان دو چيز است و حالت قضائى دارد ، و گاهى به اين شكل نيست . اول مثل علم ما به اين كه « هوا گرم است » يا « هوا گرم نيست » ، « راستى خوب است » ، « دروغ خوب نيست » . تصديق عبارت است از قضاوت ذهن ميان دو شىء . اين حالت